تبعیدی
هیچوقت خیاط خوبی نخواهی شد!!! ببین بازهم دلم را تنگ کرده ای!!! ریاضی را نمیفهمم...! این روزها نوازنده خوبی شده ام ؛ خدایا انگشتتو از روی دکمه ی اسپیس بردار ....... این همه فاصله بس نیست ؟ تو آنقدر باگذشت بودی که از من هم گذشتی تنها موهایم بودند که برای چشمانم نماز باران بخوان . . . ابریست ، اما نمیبارد . . . ! از رفتنت گذشتم... کفشهایت را به پادار پاهایت بو می دهند بوی متعفن رفتن گاهی تو، همه می گفتند خود شیطان است
هرچه حساب میکنم
رویِ تخته سیاهِ چشمهایت
باز کم میآورم
دلم شور میزند چشمانم تار
در این عشق رو سفید شدند
هیروشیمای بهجا مانده را چه کنم...
عشقی نمیروید...
در خاک ِ آلوده به اسمت...
گاهی یاد تو،
گاهی هم غم تو،
آخر این تو مرا تمام میکند...
من از " او " یک فرشته ساختم
حال بگو
چه کسی خداتر است...؟
| Design By : Night Skin |
