تبعیدی

 من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟
پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم
تنهاییت برای من ...
غصه هایت برای من  ...
همه بغضها و اشکهایت برای من ...
بخند برایم بخند
آنقدر بلند
تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را ...
صدای همیشه خوب بودنت را
دلم برایت تنگ شده
 

نوشته شده در جمعه ۱٢ آذر ۱۳۸٩ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ توسط دانیال تبعیدی نظرات () |


Design By : Night Skin