تبعیدی

زیاد دور نشو می ترسم...........تو را هم گم کنم اندوه من
نوشته شده در دوشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٩ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ توسط دانیال تبعیدی نظرات () |

به من نگو که چرا از نگاه می ترسم

که از تصور روز سیاه می ترسم


نگو که سایه ی چشمم هنوز بر سر توست

که من ز سایه ی خود گاه گاه می ترسم


من و دو راهی چشم تو و هزار حدیث

اگر مُردّدم ، از اشتباه می ترسم


چه قطره ها که ز پلک تو پایشان لغزید

عجیب نیست که از پرتگاه می ترسم


تو که به عمق مَثَل واقفی ، نپرس چرا

ز ریسمان سفید و سیاه می تـرسم

نوشته شده در پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٩ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ توسط دانیال تبعیدی نظرات () |


Design By : Night Skin