تبعیدی
شبیه غربت یک انتظار، طولانی به سوی غربت یک انتظار طولانی
به پای خاطره هایت همیشه زندانی
در این غروب جدایی دوباره خواهم شست
هوای عشق تو را با دو چشم بارانی
طناب دار دلم را توئی که می بندی
به سقف وسوسه هایم در این پریشانی
دلی به جرم غمت بیگناه خواهد مرد
چرا در این شب یلدا چرا زمستانی
شبی که چرت غرورم شکست ، می دانم-
فریب خورده ی عشقم شبی که می دانی...
من از خدا گله دارم خدای عاشق ها
که مهر عشق تو را زد به روی پیشانی
شبی که حنجره زخمی و اشک بی تاب است
شبیه ناله خزیدم به گوش ویرانی
دوباره بدرقه کردم تمام دردم را نوشته شده در چهارشنبه ۱ دی ۱۳۸٩ساعت
۳:٤۱ ب.ظ توسط دانیال تبعیدی نظرات () |
| Design By : Night Skin |
